تبليغاتX
آزاد از قیدعشق -

آزاد از قیدعشق

تک درختم سوخت...........بزار جنگل بسوزه...........

 

۱۰ روز می گذشت از آخرین حرفت...

و امروز، روز پایان این تعویق بود...!

چه خوب هم بود...

"دوستت دارم" هایت هنوز همان مزه گذشته را می دهد...

شیرین و دلچسب...!

خوشحال بودم...

خوشحال از این بابت که قرار بود اتفاقاتی رخ بدهد (شاید)...

و تو چه با مسما تعریف می کردی...

که دلتنگی...

که باز هم مصدر "رسیدن" را صرف خواهیم کرد (با هم)...

که امیدواری...

و این که هنوز جویای این بودی که مبادا با کس دیگری رفته باشم...!

نمی دانم شاید با گذشت این اتفاقات، گفتن چنین جمله ای کاملا مسخره باشد...

اما...

هنوز هم "دوستت دارم" پسرک...!

 

 

 

پ ن: فردا هم روز خوبیست...!

 

تقدیم به س.فتحی

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت8:2توسط الهام |