تبليغاتX
آزاد از قیدعشق - وزوز یه مگس کنار گوش خدا

آزاد از قیدعشق

تک درختم سوخت...........بزار جنگل بسوزه...........

خدا سلام) چطوری ؟ حکومتت جور است ؟

هنوز عرش خدائیت / نور علیَ النور است ؟

مِدال خلق بشر را هنوز هم داری؟

هنوز حضرت آتش به سجده مجبور است ؟

هنوز عطر گناهم پر از  تنِ سیب است ؟

هنوز بَعدِ قیامت هوویِ زن حور است ؟

اگرچه بنده ی خوبی ........رَدَم نکن امشب

خدا ! شرایط انسان عجیب ناجور است

چرا حقوق بشر را جهان نمی خواند

برای کودکِ فقری که سهم یک گور است

سراب پاسخ کافی برای ماهی نیست ؟

که باز پولکِ عقلش اسیرِ در تور است ؟

خدایِ محضِ عدالت بگو چرا اینجا

کلید دارِ طبیعت طبیعتش زور است

و وصله های لباسی که شَرم می ریزد

بساط خنده ی مشتی لباس مغرور است

خدا ببخش مرا کافری مرامم نیست

خیال کن که صدایم / هوارِ یک مور است

خیال کن مگسی بوده ام که بالی زد

ولی شرایطِ انسان هنوز ناجور است

 

 

 

 یه روز آرام تابستونی.الهام

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت16:25توسط الهام | |